صفحه اصلی > بایگانی مقالات علمی > نمایش مقالات > 

ارسال به دیگران | نسخه قابل چاپ | بايگانی مقالات

گلوكوركس - بي؛ كمك درمان ديابت نوع 2
منبع :
تاریخ :18/09/1391


خلاصه :ديابت شيرين(Diabetes mellitus)، به گروهي از اختلالات متابوليك گفته مي شود كه با افزايش قند خون به علت نقص در ترشح يا عملكرد انسولين مشخص ميشود.


گلوكوركس - بي؛ كمك درمان ديابت نوع 2

دکتر رضا بخردي
بخش توسعه و هماهنگي متون علمي


مقدمه


ديابت شيرين(Diabetes mellitus)، به گروهي از اختلالات متابوليك گفته مي شود كه با افزايش قند خون به علت نقص در ترشح يا عملكرد انسولين مشخص ميشود. شيوع دیابت نوع 2 در ایران حدود 9/8 درصد برآورد شده که سالانه 1 درصد اضافه میشود و سن ابتلا در ایران 15 سال پائین‌تر از میانگین جهانی است. بر طبق تحقیقات اخیر و نیز برخی آمارهای ارایه شده کشوری، بیش از پنج میلیون نفر در ایران مبتلا به دیابت هستند که شیوع آن در مناطق شهری6/8 درصد و در مناطق روستایی 7/5 درصد اعلام شده است. آمار غیر رسمی مبتلایان به دیابت در ایران حتی تا دو برابر این عدد ذکر شده است. بیشتر این افراد در محدوده سنین 64-55 سال قرار دارند و به طور نسبی تعداد زنان مبتلا، از مردان بیشتر است.


ديابت، نگراني غالب براي سلامت عمومي در سرتاسر جهان است كه بصورت پيوسته در حال افزايش مي باشد. اين بيماري موجب معلوليت، مرگ ومير و عوارض دراز مدت قابل توجه ميشود و يك فاكتور خطر مهم براي بيماريهاي قلبي عروقي است. با توجه به افزايش ميزان چاقي كودكان و بزرگسالان در جوامع امروزي، به نظر مي رسد در دهه آينده ديابت شيوع بيشتري پيدا كند.


اهداف درماني در بالغين ديابتي عبارتند از: كنترل گلايسميك ( HbA1C < 7%، قندخون قبل از غذا 130- 70 و قندخون بعد از غذا كمتر از 180 ميلي گرم در دسي ليتر)، كنترل فشارخون (كمتر از 130:80ميلي متر جيوه) و كنترل چربي هاي خون(LDL كمتر از 100، HDL در مردان بيش از 40 و در زنان بيش از 50 و تري گليسريد كمتر از 150 ميلي گرم در دسي ليتر)، لذا از داروها و روش هاي تغذيه اي مختلف استفاده ميشود.


از جمله داروهایی که به صورت خوراکی در درمان دیابت به کار می روند؛ داروهای تحریک کنندۀ ترشح انسولین (سولفونیل اوره ها و مگلیتینیدها)، حساس کننده هاي گیرنده های انسولین (بی گوانیدها مانند متفورمين و تیازولیدین دیون ها مانند پيوگليتازون)، مهارکننده های آلفا گلوکوزیداز (آکاربوز و میگلیتول)، مهارکننده های دی پپتیدیل پپتیداز 4 (سیتاگلیپتین) و آنالوگ هاي پپتيد شبيه گلوكاگون (اكسناتيد) می باشند. تمامي داروهاي صناعي كاهش دهنده قند خون داراي عوارض جانبي هستند كه موجب مشكلات عديده اي براي بيماران كه عموماً مجبور به مصرف داروهاي بسياري به علت بيماري هاي همزمان هستند، ميشوند مانند افت قندخون و افزايش وزن ناشي از سولفونيل اوره ها، علائم گوارشي ( تهوع، دردشكم و اسهال)، اسيدوز لاكتيك و كمبود ويتامين B12 به علت متفورمين همچنين نفخ و نكروز كبد به علت داروهاي مهار كننده آلفا گلوكوزيداز.


گياهان دارويي متعددي از جمله شنبليله داراي اثر كاهش دهنده قند خون هستند و اثر بخشي آنها در كارآزمايي هاي باليني به اثبات رسيده است. مسلماً در مديريت كنترل قند خون بيماران ديابتي راهكارهاي مختلفي مورد استفاده قرار مي گيرد و توجه به داروهاي گياهي در اين بخش حائز اهميت است چرا كه ميتواند به عنوان يك داروي كمكي موثر در كاهش قند خون مورد استفاده قرار گيرد و در كاهش عوارض دارويي و افزايش ظرفيت پذيرش بيمار موثر باشد.


نتایج مطالعات فارماکولوژيک و باليني


بذر شنبلیله در مدل های حیوانی و انسان اثر ضد دیابت و کاهش دهنده کلسترول دارد. این اثرات تا حد زیادی به ساپونین های شنبلیله و محتوای بالای فیبر در آن نسبت داده شده و احتمالاً با آلکالوئید اصلی آن trigonelline ارتباطی ندارد. اثرات ضد افزایش قند خون به تاخیر در تخلیه معده به علت محتوای فیبر و به اجزاء ناشناخته‌ای که آنزیم های هضم کننده کربوهیدرات ها را مهار می کنند مرتبط است. در in vivo تجویز شنبلیله ممکن است مقدار انسولین در پلاسما را افزایش دهد. در in vitroعمده اسید آمینه آزاد آن) (4-hydroxyisoleucine ترشح انسولین از لوزالمعده را تحریک می کند. اثر کاهش دهنده کلسترول به افزایش تبدیل کلسترول کبدی به نمکهای صفراوی به علت از دست رفتن در مدفوع و ایجاد کمپلکس این مواد با فیبر شنبلیله و ساپونین ها نسبت داده شده است. درمان با شنبلیله بطور انتخابی LDL و VLDL را کاهش می‌دهد همچنین در موشهای دیابتی شده بوسیله آلوکسان و بیماران مبتلا به دیابت نوع 2، متعاقب درمان با شنبلیله HDL افزایش می یابد. گزارشی مبنی بر بروز اثرات سمی ناشی از مصرف شنبلیله وجود ندارد. بنابراین مصرف منظم آن ممکن است در مدیریت درمان دیابت و پیشگیری از تصلب شرائین و بیماریهای عروق کرونر قلب مفید باشد.(1)


در سال 2005، فراورده تهیه شده از عصاره آبی دیالیز شده بذر شنبلیله (FSE) توسط Vijayakumar و همکاران بررسي شد. نتایج این بررسی نشان داد که در in vivo اثر هایپوگلایسمیک FSE حداقل در بخشی، توسط فعال شدن یک مسیر سیگنالی انسولین در آدیپوسیت ها و سلول‌های کبدی است.(2)


در بررسی اثرات طولانی مدت (اثر دوز های متعدد) فراورده FSE روی مقدار قند خون و وزن بدن و اثر کوتاه مدت (اثر تک دوز) آن روی انسولین سرم و آنزیم‌های کبدی در دیابت تجربی موش، مشخص شد كه نحوه اثر FSEخارج لوزالمعده است و فراورده FSE تغییرات متابولیک همراه دیابت را با ویژگی‌های شبه‌انسولین تصحیح و برای کاربردهای بالینی دارای اثرات بالقوه است.(3)


اثر هایپوگلایسمیک دانه شنبلیله در حیوانات آزمایشگاهی و انسان به خوبی به اثبات رسیده است. در بیماران مبتلا به دیابت؛ شنبلیله مقدار قند خون ناشتا و قند خون بعد از صرف غذا را کاهش میدهد. با این حال، معلوم نیست که بهبود تحمل گلوکز، به علت اثر شنبلیله روی جذب گلوکز است یا متابولیسم آن. لذا یک مطالعه متابولیک با طراحی متقاطع انجام شد و به مدت 15 روز رژیم غذایی با یا بدون 25 گرم شنبلیله به طور تصادفی به 10بیمار مبتلا به دیابت غیر وابسته به انسولین داده شد. یک تست تحمل گلوکز (GTT) داخل وریدی در پایان هر دوره مطالعه نشان داد که شنبلیله موجود در رژیم غذایی بطور قابل‌توجهی سطح زیر منحنی گلوکز پلاسما(نیمه عمر) را کاهش و سرعت کلیرانس متابولیک را افزایش داده است. علاوه بر این، شنبلیله گیرنده های انسولین در گلبولهای قرمز را زیاد کرده است. این نتایج نشان می دهد که شنبلیله می تواند مصرف محیطی گلوکز را بهبود بخشد که این امر به بهبود تحمل گلوکز کمک می کند. بنابراین، ممکن است شنبلیله اثر هایپوگلایسمیک خود را با تاثیر روی گیرنده انسولین همچنین در سطح دستگاه گوارش اعمال کند.(4)
به منظور ارزیابی اثر بخشی و ایمنی مصرف ساپونین‌های تام شنبلیله(TFGs) در ترکیب با سولفونیل‌اوره ها در درمان بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 که به تنهایی با سولفونیل‌اوره ها به‌خوبی کنترل نمی شدند، 69 بیمار به طور تصادفی در گروه درمان(46 نفر) يا گروه شاهد(23 نفر) قرار گرفتند و به مدت 12 هفته به ترتیب TFGs یا دارونما را سه بار در روز، هر بار 6 قرص دریافت نمودند. در همین حال ، بیماران به مصرف داروهای اصلی کاهش دهنده قند خون ادامه دادند. شاخص های تاثیر بر نشانه های بیمار در طب سنتی چینی ، قند خون ناشتا (FBG)، قند خون2 ساعت بعد از غذا (2h PBG)، هموگلوبین گلیکوزیله(HbA1c)، نمرات کمّی نشانه های کلینیکی (CSQS)، شاخص توده بدن (BMI)، همچنین عملکرد کبد و کلیه بررسی و با قبل و بعد از درمان مقایسه گردید. در گروه درمان نسبت به گروه شاهد تاثیر بر نشانه های بیمار در طب سنتی چینی بطور مشخصی بهتر بود (P<0.01) و کاهش قابل توجه آماری در نتیجهFBG ، 2h PBG ، CSQS و HbA1c در گروه تحت درمان در مقایسه با گروه شاهد (P<0.05 or P<0.01) وجود داشت، در حالی که بین دو گروه تفاوت قابل توجهی در شاخص توده بدن، عملکرد کبد و کلیه یافت نشد. محققين نتيجه گرفتند درمان ترکیبی شامل ساپونین‌های تام شنبلیله و سولفونیل‌اوره می تواند مقدار گلوکز خون را کاهش داده و نشانه های بالینی در دیابت نوع 2 را بهبود بخشد و اين درمان نسبتاً ایمن است.(5)
به منظور ارزیابی اثرات بذر شنبلیله در کنترل گلایسمیک و مقاومت به انسولین( که با مدل HOMA تعیین میشود) در انواع خفیف تا متوسط دیابت نوع 2، در یک مطالعه دو سو بیخبر با کنترل دارونما 25 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 جدید تشخیص داده شده (قند خون ناشتا کمتر از200 میلی گرم بر دسی لیتر) به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول (12 نفر) 1 گرم در روز عصاره هیدروالکلی دانه شنبلیله و گروه دوم (13 نفر) مراقبت معمول (کنترل رژیم غذایی، ورزش) و کپسول دارونما را به مدت دو ماه دریافت کردند. در ابتدای مطالعه هر دو گروه از نظر معیارهای آنتروپومتریک و متغیرهای کلینیکی مشابه بودند. تست تحمل خوراکی گلوکز، میزان چربی، پپتید-c ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله و مدل مقاومت به انسولینHOMA نیز در ابتدای مطالعه مشابه بود. در پایان دو ماه، در گروه 1 نسبت به گروه 2، قند خون ناشتا(148.3 +/- 44.1 to 119.9 +/- 25 vs. 137.5 +/- 41.1 to 113.0 +/- 36.0) و قند خون 2 ساعت بعد از دریافت گلوکز(210.6 +/- 79.0 to 181.1 +/- 69 vs. 219.9 +/- 41.0 to 241.6 +/- 43) با هم تفاوتی نداشت. اما سطح زیر منحنی قند خون (2375 +/- 574 vs 27597 +/- 274) و همچنین انسولین(2492 +/- 2536 vs. 5631 +/- 2428) بطور قابل توجهی کمتر بود(p < 0.001).


مقاومت به انسولین استنباط شده از مدل HOMA کاهش ترشح سلول بتا در گروه 1 نسبت به گروه 2 86.3 +/- 32 vs. 70.1 +/- 52) و افزایش درصد حساسیت به انسولین(112.9 +/- 67 vs 92.2 +/- 57) را نشان داد. (p < 0.05) در گروه 1 نسبت به گروه 2 به طور قابل توجهی مقدار تری گلیسیرید سرم کاهش و میزان HDL افزایش یافت.(p < 0.05) محققین نتیجه گرفتند استفاده کمکی از دانه شنبلیله موجب بهبود کنترل گلایسمیک و کاهش مقاومت به انسولین در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 خفیف میشود همچنین اثر مطلوبی بر تری‌گلیسیرید افزایش یافته دارد.(6)

قرص گلوكوركس_ بي


با داشتن تركيباتي موثر و فرمولي ويژه از عصاره خشک بذر شنبلیله(Trigonella foenum graecum ) ، قرص گلوكوركس _ بي براي كمك به کنترل گلایسمیک و درمان ديابت مورد استفاده قرار مي گيرد. دانستن اطلاعات زير براي تجويز علمي و منطقي دارو ضروري به نظر ميرسد:


روش استفاده:

در صورتی که پزشک دستور دیگری نداده باشد؛ مقدار مصرف معمول این فراورده یک قرص 3 بار در روز است.(6)


موارد منع مصرف:

وجود حساسیت به شنبلیله یا نخود ( به علت احتمال بروز واکنش متقاطع).(7)

مصرف در دوران بارداري و شيردهي:

مصرف متعارف شنبلیله در رژیم غذایی بی خطر است با این حال ایمنی مصرف مقادیر زیاد آن از نظر علمی ارزیابی نشده است.(7)

عوارض جانبي:

بر اساس نتایج یک مطالعه بالینی مصرف 50 گرم بذر شنبلیله 2 بار در روز موجب علائم خفیف گوارشی مانند اسهال و نفخ شده که بعد از 4-3 روز برطرف شده است. واکنش های حساسیتی گزارش شده اند اما نادر هستند.(7)

تداخلات دارويي:

بر اساس شواهد فارماکولوژیک و گزارش های موردی تداخلات زیر محتمل است:(7)
• مصرف همزمان گلوکورکس - بی با داروهای کاهش دهنده قند خون موجب افزایش اثر این داروها میشود که در صورت پایش دقیق قند خون تداخل اثر بالقوه مفیدی محسوب میشود.
• مصرف همزمان گلوکورکس - بی با فراورده های حاوی آهن موجب مهار جذب آهن میشود لذا مصرف مکملهاي آهن بايد 2 ساعت از زمان مصرف گلوکورکس - بی فاصله داشته باشد.
• از آنجا که شنبلیله دارای کومارین است از نظر تئوریک این نگرانی وجود دارد که مصرف همزمان شنبلیله با وارفارین موجب افزایش خطر خونریزی شود اما بروز این حالت غیر محتمل است. در یک مطالعه با کنترل پلاسبو؛ شنبلیله تاثیری بر تجمع پلاکتی، فعالیت فیبرینولیتیک یا فیبرینوژن نداشته است.


نکات قابل توصيه:

دارو دور از ديد و دسترس کودکان نگهداري شود.
دارو در ظرف دربسته، دور از نور و در دمای 30-15 درجه سانتیگراد نگهداری گردد.
در صورت مصرف شنبلیله بیش از مقادیر معمول تغذیه‌ای توسط بیماران مبتلا به تیروتوکسیکوز، پایش این بیماران الزامی است.(7)
به تاريخ انقضاء مصرف توجه نموده و از داروي تاريخ گذشته استفاده نشود.



بروشورکامل گلوكوركس - بي را در اینجا مطالعه نمایید.




References:

1. Molham Al-Habori and Amala Raman. Antidiabetic and Hypocholesterolaemic
Effects of Fenugreek. Phytotherapy Research, Vol. 12, 233–242 (1998)
2. Maleppillil Vavachan Vijayakumar, Singh, 1Rishi Raj Chhipa & Manoj Kumar
Bhat. The hypoglycaemic activity of fenugreek seed extract is mediated through the stimulation of an insulin signalling pathway. British Journal of Pharmacology
(2005) 146, 41–48
3. Maleppillil Vavachan Vijayakumar and Manoj Kumar Bhat. Hypoglycemic Effect
of a Novel Dialysed Fenugreek Seeds Extract is Sustainable and is Mediated, in
Part, by the Activation of Hepatic Enzymes.Phytother. Res. 22, 500–505 (2008)
4. T. C. Raghuram, R. D. Sharma , B. Sivakumar, B. K. Sahay . Effect of fenugreek
seeds on intravenous glucose disposition in non-insulin dependent diabetic patients.
Phytotherapy Research.Volume 8, Issue 2, March 1994,Pages: 83-86
5. LU Fu-rong ,SHEN Lin , QIN You ,GAO Lan , LI Heng , and DAI Yi . Clinical
Observation on Trigonella Foenum-graecum L.Total Saponins in Combination with
Sulfonylureas in theTreatment of Type 2 Diabetes Mellitus. Chin J Integr Med
2008 Mar;14(1):56-60
6. Gupta A, Gupta R, Lal B. Effect of Trigonella foenum-graecum (fenugreek) seeds
on glycaemic control and insulin resistance in type 2 diabetes mellitus: a double
blind placebo controlled study. J Assoc Physicians India 49 (2001): 1057-61.
7. Lesley Braun. Marc Cohen. CD to accompany Herbs & Natural Supplements. An
Evidence-based Guide. 2nd Edition. Elsevier Australia.2007: 407- 415

آخرين بازنگري:28/08/1391rb